الملا فتح الله الكاشاني

271

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ ) * و اگر متابعت نمايى اى محمد ص بِأَهْوائِهِمْ آرزوهاى ايشان را هوا رائيست كه تابع شهوتست يعنى اگر پيروى امور شهوى ايشان كنى كه از تسويلات نفسانى و شيطانى است * ( بَعْدَ الَّذِي ) * از پس آن چيزى كه براستى * ( جاءَكَ ) * آمده است به تو * ( مِنَ الْعِلْمِ ) * از دانش كه وحى است در حقيقت اسلام و بطلان ملت ايشان يا از دين معلوم الصحه ببراهين ظاهره * ( ما لَكَ مِنَ اللَّه ) * نباشد مر تو را از عذاب خداى * ( مِنْ وَلِيٍّ ) * هيچ دوستى كه رهانندهء تو باشد از آن * ( وَلا نَصِيرٍ ) * و نه يارى دهنده در دفع آن گويند صورت خطاب راجع به آن حضرت است و معنى راجع بامت چه اين صورت از آن حضرت از امور مستحيله است و بنا بر آنكه مراد حضرت باشد آيه دليل خواهد بود بر صحت وعيد آن كسى كه معلوم حقتعالى باشد كه هرگز مرتكب معصيت نخواهد شد و از جادهء مستقيمه شريعت اسلام قدم بيرون نخواهد نهاد چه حقتعالى علم داشت كه پيغمبر او تابع اهواى يهود و نصارى و ساير اديان باطله نخواهد شد پس آيه جارى مجراى لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ باشد و مقصود از آن تنبيه باشد بر آنكه حال امت او در آن اغلظ است از حال او زيرا كه منزلت ايشان دون منزلت او است يعنى با وجود علو رتبه و رفعت عاليه پيغمبر اگر تابع اهواى غير ملت دين اسلام شود او را ولى و ناصرى نباشد در دفع عذاب از او پس امت او بطريق اولى كه يارى و ناصرى نداشته باشند و بعد از ذكر احوال كفار اهل كتاب در بيان مؤمنان ايشان ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * آنان كه عطا كرده‌ايم ايشان را كتاب تورية * ( يَتْلُونَه ) * ميخوانند آن كتاب را يا متابعت آن ميكنند * ( حَقَّ تِلاوَتِه ) * چنان كه حق خواندن و يا متابعت كردن آنست يعنى با خضوع و خشوع و صفاى اعتقاد بدون تغيير و تحريف و آنها عبد اللَّه بن سلام و شعيب بن عمرو و تمام بن يهودا و اسد و اسيد و كعب و ابن يامين و ابن صوريا و بحيراء راهب بودند و از ابن عباس روايتست كه آيه در شان اهل سفينه است از ملازمان نجاشى كه با جعفر بن ابى طالب از ديار حبشه بمدينه آمدند و ايمان آوردند و بنا بر اين مراد بكتاب انجيل است چه ايشان نصارى بودند و از قتاده و عكرمه مرويست كه مراد اصحاب حضرت رسالت ( ص ) اند كه بخضوع تمام تلاوة قرآن ميكردند كه الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّه وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ و بمامور به آن امتثال ميكردند و از منهى آن اجتناب مينمودند و بر هر تقدير ميفرمايد كه * ( أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِه ) * آن گروه كه ايمان آورده‌اند بكتاب خدا نه آنها كه تحريف و تبديل كردند و كلبى گفته كه حق تلاوت آن وقوفست نزد ذكر جنت و نار و سؤال جنت و استعاذهء از نار و گويند حق تلاوت ترتيل الفاظ است و فهم معانى آن و تدبر در آن و يا عمل كردنست بمحكمات آن و ايمان آوردن